قهرمان ميرزا عين السلطنه

1630

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

رعيتها جمع شدند سفارشات كردم . بعد آتان‌رود را گرفته بالا رفتيم ، يك زربه كبك پيدا شد . بالاخان بىخود تيرى انداخت از چنگ همه بيرون برد . غروب منزل آمدم . باز عريضهء مجددى كردم اما مىدانم جواب يأس است و نااميدى . سه‌شنبه هشتم - حضرت و الا ميل فرموده‌اند ناهارى در يارفى صرف كنند . امروز آنجا تهيهء ناهار شده بود . يك ساعت از دسته گذشته حركت كرديم . سه ربع راه است تا يارفى ، فقط خوبان فاصله است تا زوارك . دو سه اطاق خوب متعلق به محرمعلى و ديگران است كه رو به جنوب بالاى ده واقع شده كه سه سال رفعت السلطان و نواب عاليه در آنجا زمستان را به‌سر برده‌اند . تصرفاتى هم ضمنا نموده بودند . جاى خوبى شده است . باغچه و نهر آب گواراى خوبى دارد . كوشك‌دشت هم در مقابل آن سمت رود واقع است . در حقيقت اين دو ده مثل دو محله مىماند . نواب عاليه و بچه‌هايش با كوكب خانم و بچه‌ها ، سه نفر هم از صيغه‌هاى حضرت و الا بودند . ناهار بره پلوى خوبى داشتيم . مسائل ملكى الموت تتمهء پول رعيتها را داديم سندها را عوض كردند . ملا محمد على كوشك‌دشتى و استاد طهماس مهر كردند ، روىهم « تقاوى » چهار دانگ صد و شانزده تومان شد . رعيت دو دانگ گاو از خود داشتند . اسناد را رفعت السلطان ضبط كرد به من فهرست داد . شش خروار هم گندم عجالة گفتم بخرند براى تخم تا برسيم به جو و گندم بهاره و برنج . آنها هم خيلى مىشود . فرع زياده بر اصل است . هرچه خداوند عطا فرمايد بعد از تخم و ماليات جنس با رعيت نصف است . نهر جديد هم احداث شود خوب باغاتى پيدا مىكند . حضرت و الا پول نمىدهد و الّا دهات ديگر را هم تخم و گاو بدهيم منافع كلى برداشته مىشود . بارى زوارك و نسا و سراج محله را هم اجارهء صحيح بقاعده دادم . تقريبا دويست تومان علاوه شد ، آن‌هم يك ساله . هرچه كردم حضرت و الا تخم و گاو نداد . خودم هم نداشتم و الّا هرسه را اجاره مىكردم . مدان را هم فرستادم هرچه ريش‌سفيد داشت آوردم سى تومان نقد ، چهار خروار جنس ، پنج من هلوى خشك ( چون هلو بسيار دارد ) و سه هزار گردو اجاره دادم ، اين‌هم يك ساله . امروز هم چنگيز خان را فرستادم رعيتهاى سرخه‌كوله را بياورد آنجا را هم اجاره بدهم . اگر زودتر حضرت و الا راضى شده بود و بىجهت واهمه نكرده بود تا الان دهات را اجاره داده بوديم و اگر پول مىداد تخم [ و ] گاو مىدادم . چه كنم يك ماه و نيم‌شب و روز خواندم تا از كوچنان چهاردهم ماه جمادى الاول اجاره داد . الحمد لله معلوم شد نه